نگارنده در کتاب حاضر، به بررسی تأثیر گسترش آموزشوپرورش نوین دختران در توسعه اجتماعی و فرهنگی زنان ایرانی از جنبش مشروطهخواهی تا پایان دوره سلطنت رضاشاه پهلوی میپردازد. در این کتاب بیان میشود که اگرچه ایرانیان با تمدن جدید غرب دستکم از دوره حاکمیت سلسله صفوی در تماس بودند، آشنایی گستردهتر و عمیقتر میان جامعه سراپا سنتی ایران و تجدد درحالتوسعه غرب از اواسط دوره قاجاریه، بهویژه از زمان سلطنت «ناصرالدینشاه»، ابعادی گستردهتر یافت. استقرار سفرای کشورهای دیگر در ایران، تحولاتی که در امپراتوری عثمانی در همسایگی ایران سرعت میگرفت، اصلاحات و پیشرفت در ژاپن که به شکست روسها منجر شد و دهها رخداد دیگر ایرانیان را به مقایسه حالوروز خود و آسیبشناسی وضعیت اسفباری که بدان دچار بودند فرامیخواند.
نقل از صفحه ۶۸ کتاب:
«… فرمودند فرضاً این وزیر هم معزول شود، کدام شخص عاقل کامل بصیر را داریم که شایسته مسند صدارت باشد و بتواند خرابیهای چندین ساله این مملکت را آباد نماید و نواقص و مفاسد ماضیه را اصلاح نماید؟ عرض کردم پس علاج از چه راه است؟ فرمودند باید سعی نمود در این که افراد ملت عالم شوند. بعد از آنکه افراد ملت عالم شد، آن وقت حقوق ملی خودشان را میدانند و عارف به حقوق هرگز زیر بار ظلم و استبداد نمیرود و تحمل جور و اعتساف نمیکند. پس بر شما باد به تأسیس و تکثیر مکاتب و اصلاح مدارس ابتدائیه و علمیه و صناعیه و غیره. عرض کردم اگر صلاح بدانید مدرسهای برای دخترها مفتوح نمائیم و در تربیت بنات و دوشیزگان وطن بکوشیم و به آنها لباس علم و هنر و تربیت بپوشیم.»

